دخمل شب یلدا

  • ۰
  • ۰


این روزا خیلی دلم گرفته(! ).....تا آخر هفته بیشتر خونمون نیستم.....دلم واسه خونوادم به خصوص داداشم تنگ میشه....حالا دوری مامان بابامو میتونم تحمل کنم ولی وابستگیم به داداشم خیلی زیاده.... البته قول داده که حتما بیاد بهم سر بزنه.....پارسالم هر ماه بدون استثنا میومد.....ولی خوب بازم سخته....سالی که کنکوری بودم خیلی دوست داشتم یه شهر دیگه قبول بشم.....فک میکردم خیلی خوبه و خوش میگذره....ولی الان اعتراف میکنم که اشتباه فک میکردم....به سختی هاش نمی ارزه......البته این نیست که همش بد باشه یا اصلا خوش نگذره ولی دوری از خانواده خیلی اذیت میکنه.....البته بعضی از دوستامم هستن که خیلی خوش میگذرونن ولی واسه منی که خیلی از کارها و برنامه ها با اعتقاداتم همخوانی نداره، یه کم سخت میگذره.....
واسه امسال تصمیم های خیلی متفاوتی نسبت به پارسال گرفتم.....دو ترم گذشته اصلا درس نخوندم....خیلی بد بود....البته خسته ی کنکور هم بودم.....ولی تصمیم گرفتم جبران کنم و حسابی درس بخونم.....وقتی که کنکوری بودم فک میکردم اگه دانشگاه قبول بشم دیگه راحت میشم و همه چی تموم میشه....فقط دلم میخواست از سد کنکور بگذرم.....که البته دوباره اعتراف میکنم این طرز تفکرمم غلط بوده.....به نظرم با دانشگاه قبول شدن تازه درس خوندن اصلی ما شروع میشه.....امیدوارم بتونم ترم های اینده جبران کنم....

  • دخمل شب یلدا♡♡♡


من خدایی دارم که در این نزدیکیست
نه در آن بالاها

مهربان ، خوب ، قشنگ
چهره اش نورانی ست

گاه گاهی سخنی میگوید
با دل کوچک من

ساده تر از سخن ساده ی من
او مرا میفهمد

او مرا میخواند
او مرا میخواهد
او همه درد مرا میداند

یاد او ذکر من است ، در غم و در شادی
چون به غم مینگرم رقص کنان میخندم

که خدا یار من است
که خدا در همه جا یاد من است

او خدایی ست که همواره مرا میخواهد

او مرا میخواند
او همه درد مرا میداند...

  • دخمل شب یلدا♡♡♡


خدایا :
بابت هرشبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم
بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم
بابت لحظات شادی که به یاد تو نبودم
بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبت دادم
بابت هر گره که به دستم کور شد مقصر را تو دانستم
مرا ببخش...
  • دخمل شب یلدا♡♡♡



السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا....


  • دخمل شب یلدا♡♡♡

اکنون زمان زندگیست ، تاخیر را باور نکن...

 خود را ضعیف و کم ندان ، تنها در این عالم ندان

تو شاهکار خلقتی ، تحقیر را باور نکن...

روی بوم زندگی هرچیز میخواهی بکش

زیبا و زشتش پای توست ، تقدیر را باور نکن...

تصویر اگر زیبا نبود ، نقاش خوبی نیستی

از نو دوباره رسم کن ، تصویر را باور نکن...

خالق تو را شاد آفرید...

آزاد آزاد آفرید...

پرواز کن تا آرزو ، زنجیر را باور نکن...


  • دخمل شب یلدا♡♡♡
دیشب رسیدیم خونه.....خداروشکر شمال هم عالی بود.....بیشتر از همه جاده چالوس خوب بود.....شب رسیدیم چالوس هوا به شدت سرد بود و بارونی.....مه هم بود.....من اینجور هواهایی رو خیلی دوست دارم.....فقط یه سری اتفاقا افتاد که واقعا بد بود.....توی اون هوای بارونی برف پاک کن ماشین همسفرامون خراب شد.....خیلی جالب بود که به ما غر میزدن میگفتن بس که شما بچه ها ناشکری میکنید و میگید لندکروز و بنز و اینا الان ماشین اینجوری شده.....من که همش میخندیدم و توی دلمم دعا میکردم که درست نشه.....هوا عالی بود.....خلاصه بعد از کلی معطلی درست شد( متاسفانه ) و راه افتادیم..... بعد از اخرین تونل وایسادیم تا آش بخریم رضا( پسر دوست خانوادگیمون) حواسش نبود پاشو گذاشت روی شیشه.....شیشه از دمپاییش رد شد و پاشو زخمی کرد.....اولش فک کردیم چیز خاصی نیست اما خونش بند نمیومد....مجبور شدیم بریم بیمارستان.....رفتیم بیمارستان.....ساعت 2 شب بود و بی نهایت هم شلوغ بود.....اولش رفتیم عکس گرفتیم که مطمئن بشن شیشه توی پاش نمونده باشه.....بعدشم رفتیم که بخیه بزنن اما گفتن ساعت 7 صبح نوبتتون میشه.....بعد از کلی خواهش و تمنا قبول کردن که کار مارو انجام بدن.....خدایی اون شب خیلی بد گذشت.....منم نزدیک بود کلا دهن و دماغم یکی بشن ! یه دری بود که همش شیشه ای بود.....شیشه هاشم خیلی تمیز بودن....هیچ علامتی هم روشون نبود.....منم داشتم با عجله میرفتم اصلا هم حواسم نبود یه دفعه ای "تق" خوردم به شیشه.....یعنی یه صدایی داد که خودم سکته کردم.....پرستاره بهم گفت خانوم شما تا بلایی سر خودت نیاوردی بفرما بیرون ما خودمون هستیم !!!!!!!.....به هر حال به خیر گذشت.....اون لحظات توی بیمارستان واقعا سخت میگذشت ولی الان یادم میاد خندم میگیره.....در کل خوب بود و خوش گذشت....
  • دخمل شب یلدا♡♡♡



حضورتان اشارتی ست پیامبرانه.....

شاید دردمندی به دستان شما دخیل بسته باشد....

روزتان مبارک....دستانتان شفابخش....


روز پزشک رو به همه ی پزشک ها و دانشجویان پزشکی تبریک میگم.


  • دخمل شب یلدا♡♡♡



در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کردند؛

آبی آسمان که میبینم و میدانم نیست

و خدایی که نمیبینم و میدانم هست...


  • دخمل شب یلدا♡♡♡
مسافرت به مشهد عالی بود....الحمدلله خیلی خوش گذشت.....کلی زیارت کردم و دعا خوندم.....برخلاف سال های گذشته اصلا مراکز خرید و شهر بازی و اینا نرفتم.....البته داداشم و بچه های دوست خانوادگیمون که باهاشون اومدیم مسافرت میرفتن ولی من با خانواده ها میرفتم حرم.....ناراحت شدن ولی واقعا نمیتونستم از اون حال و هوای خوب حرم بگذرم.....حتی نماز جماعت های صبح رو هم میرفتم...برای همه هم دعا کردم.....برای کنکوری ها ویژه دعا کردم.....کنکور، بد برزخیه(! )....ان شاء الله که همه اون رشته ای که دوست دارن، قبول بشن....

+این چندوقته خیلی ماشین های خوشملی توی جاده دیدم.....خیلی از این ماشین های گرون دوست دارم....دروغ نگم یکی از اهداف درس خوندنم این بود که درآینده درامد داشته باشم و بتونم چیزایی که دوست دارم بخرم.....نمیدونم چندسالگی میتونم از این ماشین ها بخرم ولی دوست دارم زیر 30 سالگی باشه.......که البته 100% محاله......چون من ده سال دیگه تازه از نظر درسی میرسم به حدی که دوست دارم......واسه منی که الان تازه 20 سالمه و درامدی ندارم خیلی بلندپروازیه، ولی ان شاء الله که یه روزی بتونم بخرم......لندکروز عالیه(! ).....قیمت دقیقشو نمیدونم ولی فک کنم دورو ورای 500_600ملیون تومن باشه.....!....دیشب داشتم درمورد ماشین و اینا با داداشم حرف میزدم میگفت تو اخلاقت پسرونه ست (!!!!! ).....آخه چه ربطی داره؟ چون ماشین دوست دارم اخلاقم پسرونه ست؟
البته از حق نگذریم خیلی از اخلاقام با بقیه ی دخترا فرق داره....داداشم میگه این اخلاقات بده ولی من خودم اخلاقمو دوست دارم......O_o

+ رسیدیم شمال.....شمال رو خیلی دوست دارم....خیلی دوست دارم برم بندرانزلی.....تا حالا نرفتم....نمیدونم قشنگه یا نه ولی دوست دارم برم.....
  • دخمل شب یلدا♡♡♡
چند وقت پیشا توی یه وبلاگی داشتم با چند تا بچه ها حرف میزدم که بحث کشیده شد به شرایط آدما وغیره........راستش قبلنا خیلی به این موضوعات( الان میگم )توجه نمیکردم.....یعنی دربارشون فک میکردم ولی نه در این حد که بشن دغدغه ی ذهنیم......ولی امروز یه اتفاقی افتاد که باعث شد به بحث اون شب توی وبلاگ عمیقا فک کنم.....اون شب داشتیم میگفتیم چی میشه که یه نفر از همون اول، توی یه خانواده پولدار و خوب به دنیا میاد و به واسطه همین شرایط خوبش میتونه از استعداداش استفاده کنه.....و اگه عاقل باشه میتونه خوشبخت بشه.....یعنی این بچه از همون اول پتانسیله لازم واسه پیشرفتش هست.......ولی یه بچه ای ممکنه توی یه خانواده ای که فقیرن به دنیا بیاد......یا خانواده ای که سرپرستش معتاده یا خلافکاره....... خوب این بچه از همون اول با اینکه گناهی نداره ولی خوب خیلی اذیت خواهد شد.....و حتی ممکنه اونم به راه خلاف کشیده بشه و به خاطر شرایطش نتونه از استعداداش استفاده کنه و به هر حال خوشبخت نشه....به را خلاف کشیده بشه.....خلاصه موضوع بحث اون شب این چیزا بود.....خیلی درموردش حرف زدیم......بچه ها مثال هم زدن ولی خوب بحث به نتیجه نرسید......کلا این روزا خیلی فکر میکنم....در مورد خیلی چیزا.....اما متاسفانه به یه جواب قانع کننده نمیرسم.....گیج شدم!

+ فک کنم 5-6 ساعت دیگه برسیم مشهد.......
  • ۹۵/۰۴/۰۴
  • محمد علی ملا زهی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی